(77)ویژگیهای برنده و بازنده.....
|
ویژگیهای برنده |
ویژگیهای بازنده |
|
برنده متعهد میشود. |
بازنده وعده میدهد. |
|
وقتی برنده ای مرتکب اشتباه میشود ، میگوید : اشتباه کردم. |
وقتی بازنده ای مرتکب اشتباه میشود ، میگوید : تقصیر من نبود. |
|
برنده بیش از بازنده کار انجام میدهد ، و در انتها باز هم وقت دارد. |
بازنده همیشه آنقدر گرفتار است که نمیتواند به کارهای ضروری بپردازد. |
|
برنده به بررسی دقیق یک مشکل می پردازد. |
بازنده از کنار مشکل گذشته ، و آن را حل نشده رها میکند. |
|
برنده میگوید: بیا برای مشکل راه حلی پیدا کنیم. |
بازنده میگوید : هیچ کس راه حلی را نمیداند. |
|
برنده می داند به خاطر چه چیزی پیکار میکند و بر سر چه چیزی توافق و سازش نماید. |
بازنده آن جا که نباید ، سازش میکند، و به خاطر چیزی که ارزش ندارد ، مبارزه میکند. |
|
برنده با جبران اشتباهش ، تاسف و پشیمانی خود را نشان میدهد. |
بازنده می گوید : «متاسفم» ، اما در آینده اشتباه خود را تکرار میکند. |
|
برنده مورد تحسین واقع شدن را به دوست داشته شدن ترجیح میدهد ، هر چند که هر دو حالت را مد نظر دارد. |
بازنده دوست داشتنی بودن را ، به مورد تحسین واقع شدن ترجیح میدهد ، حتی اگر بهای آن خفت و خواری باشد. |
|
برنده گوش می دهد. |
بازنده فقط منتظر رسیدن نوبت خود ، برای حرف زدن است. |
|
برنده از میانه روی و نرمش خود احساس قدرت میکند. |
بازنده هرگز میانه رو و معتدل نیست گاهی از موضع ضعف ، و گاهی همچون ستمگران فرودست رفتار میکند. |
|
برنده میگوید ، باید راه بهتری هم وجود داشته باشد |
بازنده میگوید ، تا بوده همین بوده و تا هست همین است. |
|
برنده به افراد برتر از خود ، احترام میگذارد، و سعی میکند تا از آنان چیزی بیاموزد. |
بازنده از افراد برتر از خود ، خشم و نفرت داشته و در پی یافتن نقاط ضعف آنان است. |
|
برنده گامهای متعادلی بر میدارد. |
بازنده دو نوع سرعت دارد ، یا خیلی تند و یا خیلی کند. |
|
برنده میداند که گاهی اوقات ، پیروزی به بهای بسیار گرانی بدست می آید. |
بازنده بسیار مشتاق برنده شدن است، در جایی که نه قادر به برنده شدن و نه حفظ آن است. |
|
برنده ارزیابی درستی از تواناییهای خود داشته ، و هوشمندانه از ناتوانی های خود ، آگاه است. |
بازنده از توانایی ها و ناتوانی های واقعی خود بی خبراست. |
|
برنده مشکلی بزرگ را انتخاب می کند ، و آن را به اجزای کوچکتر تفکیک میکند ، تا حل آن آسان گردد. |
بازنده مشکلات کوچک را آنچنان به هم می آمیزد، که دیگر قابل حل شدن نیستند. |
|
برنده می داند که اگر به مردم فرصت داده شود ، مهربان خواهند بود. |
بازنده احساس میکند که اگر به مردم فرصت داده شود ، نامهربان خواهند شد. |
|
برنده تمرکز حواس دارد. |
بازنده پریشان حواس است. |
|
برنده از اشتباهات خود درس میگیرد. |
بازنده از ترس مرتکب شدن اشتباه ، یادگرفته که اقدام بههیچ کاری نکند. |
|
برنده میکوشد تا مردم را هرگز نیازارد ، مگر در مواقع نادری که این دل آزاری در راستای یک هدف بزرگ باشد. |
بازنده نمیخواهد به عمد دیگران را آزار دهد، اما ناخودآگاه همیشه این کار را میکند. |
|
برنده ثروت اندوزی را وسیله ای برای لذت بردن از زندگی می داند. |
بازنده مال اندوزی را هدف خود قرار میدهد ، بنابراین گذشته از میزان انباشت ثروت، هیچگاه نمیتواند خود را برنده محسوب کند ، و هرگز برنده نمیشود. |
|
برنده ترجیح می دهد که ، خود را مسئول شکست هایش بداند ، و نه دیگران را ولی وقت زیادی را صرف عیبجویی نمیکند. |
بازنده شکستهای خود را ناشی از، تبعیض یا سیاست می داند. |
|
برنده معتقد است ، ما باکارهای درست و اشتباه خود ، سرنوشت خویش را تعیین میکنیم. |
بازنده فقط به قضا و قدر فکر می کند. |
|
برنده در چنین موقعیتی احساس میکند که اعتبار خود را برای آینده تقویت می نماید. |
بازنده از این که بیش از آنچه می گیرد، بدهد، احساس میکند بازنده است. |
|
برنده در هر شرایطی که قرار بگیرد ، آرامش و تعادل خود را حفظ میکند. |
بازنده اگر از دیگران عقب به ماند، تندخو و خشن میشود ، و اگر جلوتر از دیگران باشد ، بی احتیاطی میکند. |
|
برنده میداند که نارسایی های او جزیی از شخصیت وجودی اوست ، در حالی که می کوشد تا آثار ناگوار این نقایص را به زداید هرگز تاثیر آنها را انکار نمیکند. |
بازنده از این که خود و یا دیگران به نقایص وی آگاهی یابند ، هراسان است. |
|
برنده در چنین شرایطی آزادانه ، رنجش و آزردگی خود را بیان نموده ، تخلیه ی احساسی میکند ، سپس مساله را به فراموشی می سپارد. |
بازنده هنگامی که از دیگران بدرفتاری میبیند ، خشم و ناخشنودی خویش را به زبان نمی آورد و زجر می کشد، و با انتقام گرفتن از خود ، شرایط بدتری را پدید می آورد. |
|
برنده میداند که کدام تصمیم ها را به طور مستقل بگیرد ، و کدام یک را پس از مشورت با دیگران بازنده نسبت به برندگان حسادت کرده ، و دیگر بازندگان را حقیر میشمارد. |
بازنده به «استقلال» خود می بالد ، در حالیکه به واقع در حال خونسردی است. و به کار گروهی» خود می بالد ، درصورتی که در حال دنباله روی است ، و اراده ای از خود ندارد. |
|
برنده می داند که هر قاعده ای در هر کتابی را می توان نادیده انگاشت جز یکی، « همانی که هستی و میخواستی ، باش » ، تنها برگ برنده ، در دنیا همین است. |
بازنده فکر میکند که برای بازنده شدن و برنده شدن قوانینی وجود دارد. |
|
برنده روی پای خود می ایستد و از اینکه دیگران، به وی تکیه کنند ، احساس تحمیل شدن نمی کند. |
بازنده به کسانی که از خودش قوی ترند ، تکیه میکند و عقده های خود را بر سر افراد ضعیفتر از خویش خالی میکند. |
|
برنده نسبت به فضای اطراف خود حساس است. |
بازنده فقط نسبت به احساسات خود حساس است. |
|
برنده در وجود یک آدم بد ، خوبی ها را می جوید و روی همین قسمت کار میکند. |
بازنده در وجود یک انسان خوب، بدی ها را می جوید. از این رو ، به سختی میتواند با دیگران همکاری کند. |
|
برنده در عین حال که تعصبات خود را میپذیرد ، تلاش میکند که در هنگام قضاوت کردن بر این تعصبات غلبه کند. |
بازنده منکر وجود هرگونه تعصب در خود است ، و بنابراین در سراسر عمر ، اسیر تعصبات خویش خواهدبود. |
|
برنده هراسی ندارد از اینکه دریک موقعیت ضد و نقیض قرار گیرد ، زیرا درافکارش خللی وارد نمی شود. |
بازنده سازگار شدن با موقعیتهای ضد و نقیض را به کارشایسته ترجیح میدهد. |
|
برنده بازی سرنوشت ، و این حقیقت که شایستگی ها را همواره پاداشی نیست، بی آنکه دیدگاهی بدبینانه داشته باشد، درک میکند. |
بازنده بی آنکه بازی های سرنوشت را درک نماید ، بدگمان است. |
|
برنده میداند که چگونه میتوان جدی بود ، بی آن که خشک و رسمی باشد. |
بازنده غالبا خشک و رسمی است زیرا ، فاقد توانایی جدی بودن است. |
|
برنده آنچه را که ضرورت دارد ، با متانت لازم انجام میدهد ، و توان خود را برای راه حل هایی ذخیره می کند که ، در آنها از حق انتخاب برخوردار است. |
بازنده آنچه را که ضرورت دارد ، با حالتی اعتراض آمیز انجام می دهد، و هیچ توان و نیرویی را برای گرفتن تصمیمات اخلاقی مهم باقی نمی گذارد. |
|
برنده ارزش های اخلاقی را ، به عنوان تنها منبع قدرت حقیقی می شناسد. |
بازنده چون در باطن ، برای ارزشهای اخلاقی احترام اندکی قایل است ، بیش از ظرفیت خویش در جهت کسب منابع قدرت بیرونی تلاش میکند. |
|
برنده سعی میکند که رفتارهای خود را براساس نتایج منطقی آنها قضاوت کند ، و رفتارهای دیگران را ، براساس قصد و نیت آنها ارزیابی کند. |
بازنده رفتارهای خود را براساس قصد و نیت خویش ورفتارهای دیگران را براساس نتایج آنها ارزیابی میکند. |
|
برنده دیگران را نکوهش می کند ولی آنها را می بخشد. |
بازنده چنان بزدل است که قادر به نکوهش دیگران نیست ، و چنان حقیر است که قادر به بخشیدن دیگران هم ، نیست. |
|
برنده پس از بیان نکته ی اصلی مورد نظرش ، لب از سخن فرو می بندد. |
بازنده آنقدر به صحبت ادامه می دهد ، که نکته ی اصلی را فراموش میکند. |
|
برنده هر امتیازی را که بتواند بدهد ، می دهد جز این که اصول بنیادی خود را فدا کند. |
بازنده به خاطر هراس از دادن امتیاز به لجاجت خود ادامه می دهد ، و این در حالی است که اصول بنیادی اش رفته رفته از بین می رود. منبع : كتاب " برندگان و بازندگان " نوشته :سيدني جي هريس |
