مهارتهای ارتباط بین فردی

بعنوان مقدمه ابتدا به اهمیت داشتن ارتباط و چگونگی برقراری آن اشاره می کنیم:کسب این مهارت موجب می شود ضمن تقویت روحیه مشارکت ، اعتماد واقع بینانه ، و همکاری با دیگران ، بتوانیم مرزهای روابط بین خود و کسانی که دوستشان داریم را تشخیص و در جهت ایجاد روابط صمیمانه و دوستانه قدم برداریم و همچنین هر چه زودتر به دوستسی های نا مناسب و ناسالم خود خاتمه دهیم.پیش از آنکه مورد آسیب جدی قرار بگیریم.به مقاله ای در این زمینه بنام"به حرفهای شما علاقه ای ندارم!"نوشته دکتر دیوید برنز توجه کنید:

"ارتباط به نظر موضوع ساده‌ای است. و همه‌ی ما خود را در آن متخصص می‌دانیم. به هر صورت از زمان کودکی تا به حال حرف زده‌ایم و معمولاً گفت و گو کردن امری طبیعی تلقی می‌شود. خیلی ساده دهانتان را باز می‌کنید و کلمات پشت سر هم از آن خارج می‌شود. وقتی شاد هستید و خود را به کسی نزدیک احساس می‌کنید. ارتباط برقرار کردن کار دشواری به نظر نمی‌رسد. هم شما احساس خوبی دارید و هم آن‌ها و همه چیز به ظاهر خوب و بی کم و کاست است. اما در شرایط اختلاف، وقتی تضادی مطرح می‌شود. آن وقت است که باید مهارت کلامی خود را مورد قضاوت قرار دهید. در حالت عصبانیت چگونه گفت و گو می‌کنید و یا با اشخاصی که از شما عصبانی هستند چگونه حرف می‌زنید؟ با انتقاد چه می‌کنید؟ وقتی طرف مقابل شما غیر منطقی است و به حرف‌های شما گوش نمی‌دهد چه می‌گویید‌؟ در شرایط احساس رنجش، چگونه ارتباط برقرار می‌کنید؟

اشخاصی که در این مواقع بتوانند به خوبی و به گونه‌ای موثر ارتباط برقرار سازند، به شدت کم شمارند و حال آن که دقیقاً در همین مواقع است که نقش ارتباط خوب حیاتی می‌شود.

کلمه صمیمیت، دوستی و موفقیت در کسب و کار بستگی به این دارد که با اختلافات خود چگونه رو به رو می‌شوید. اشخاص در این زمینه با دشواری زیادی رو به رو هستند. اغلب زوج‌ها از طرز برقراری ارتباط موثر بی‌اطلاعند. دوستان با هم آن طور که باید حرف نمی‌زنند. اعضای خانواده هم اغلب آن طور که شاید و باید مسائل خود را حل و فصل نمی‌کنند.

آیا مایلید که در کار برقراری ارتباط از مهارت بیشتری برخوردار باشید؟ در این صورت ابتدا باید ارتباط خوب و بد را تعریف کنیم. هر ارتباط خوب از دو خصوصیت برخوردار است: احساسات خود را آشکارا ابراز می‌کنید و به طرف مقابل هم امکان می‌دهید تا احساسات خود را ابراز نماید. طرز فکر و احساستان را در میان می‌گذارید و سعی می‌کنید که احساس و اندیشه‌ی طرف مقابل خود را درک کنید. طبق این تعریف، نقطه نظرها و احساسات هر دو طرف مهم و ارزشمندند.

درست به همان گونه که ارتباط خوب به مفهوم ابراز وجود و گوش دادن است. ارتباط بد آن چنان ارتباطی است که شخص از طرح آشکار احساسات خودداری می‌کند و به سخنان طرف مقابل گوش نمی‌دهد.

بحث و جدل و حالت تدافعی گرفتن نشانه‌های ارتباط بد هستند. ممکن است بدون درک احساسات طرف مقابل، در مقام ضدیت با او حرف بزنید. ممکن است این پیام را فرافکن بکنید که «به حرف شما علاقه ندارم. تنها می‌خواهم حرف خودم را زده باشم و اصرار دارم که تو آن را از من بپذیری».

نشانه دیگر ارتباط بد انکار احساسات و به نمایش گذاشتن غیر مستقیم آن‌هاست. ممکن است نیش دار و طعنه آمیز حرف بزنید. این حالت را اصطلاحاً «پرخاشگری انفعالی» می‌نامند.

پرخاشگری پویا هم ارتباط خوبی نیست. فهرست خصوصیات ارتباط بد، در حکم راهنمایی است که هنگام برقراری ارتباط باید از آن پرهیز کنید. این فهرست را به دقت بخوانید.

ممکن است به این نتیجه برسید که از عادات ارتباطی بدی رنج می‌برید. این عادات می‌تواند از شدت ناراحتی‌های شما در برخورد با اشخاص بکاهد.

ویژگیهای ارتباط بد

1-حساسیت اصرار میکنید که حق با شماست

2-سرزنش  مدعی هستید که یک قربانی هستید

3شهامت  مدعی هستید که یک قربانی بی گناهید

4تحقیر طرف مقابل را به صرف اینکه مطابق میل شما کار نمیکند سرزنش می کنید

5تواضع بی آنکه خواسته ی خویش را مطرح کنید خود را شایسته برخورد مناسب میدانید

6در ماندگی تسلیم میشوید و روزنه امید نمی بینید

7انکار  عصبی بودن .رنجیده بودن و اندوه خود را انکار می کنید و حال انکه وضع ظاهر شما خلاف آنرا نشان می دهد

8پرخاشگری انفعالی   یا حرفی نمیزنید یا لحن طنز وتمسخر داریددرب اتاق را به هم می کوبید و خارج میشوید

9سرزنش خویشتن به جای برخورد با مسئله .طوری رفتار می کنید که انگار آدم بد و وحشتناکی هستید

10کمک کردن  به جای توجه به افسردگی  رنجش یا خشم طرف مقابل میخواهید با حل مسئله به او کمک کنید

11طعنه  کلمات و لحن صحبت شما از خصومت یا تنش حکایت میکندکه نمی خواهید آنرا اشکارا باز گو کنید

12قربانی کردن دیگران معتقدید که گرفتاری از ناحیه طرف مقابل شماست و تقصیری متوجه شما نیست

13حالت تدافعی هر گونه تقصیر خود را کتمان می کنید و مدعی می شوید که کار شما بی اشکال است

پاتک : به جای تصدیق احساسات طرف مقابل جواب انتقاد اورا با انتقاد میدهید